تاریخ: 5 شهريور 1386
شاگرد محوری به جای معلم محوری: گفتگو با مژگان پروینیان، مربی فلسفه و کودک
طی سالهای نه چندان دور طرح فلسفه و کودک در بسیاری از کشورها اجرا شده و بیش از صد کشور در این زمینه به فعالیت، تحقیق و آموزش پرداخته‌اند. این برنامه بر آن است تا با اصلاح روشهای آموزشی، مهارتهای مربوطه را در مدارس افزایش دهد و آنها را از حافظه محوری به تأمل محوری و از معلم محوری به شاگرد محوری سوق دهد

 

 
گفتگوبا مژگان پروینیان، معلم فلسفه و کودک
.
   طی سالهای نه چندان دور طرح فلسفه و کودک در بسیاری از کشورها اجرا شده و بیش از صد کشور در این زمینه به فعالیت، تحقیق و آموزش پرداخته‌اند. این برنامه بر آن است تا با اصلاح روشهای آموزشی، مهارتهای مربوطه را در مدارس افزایش دهد و آنها را از حافظه محوری به تأمل محوری و از معلم محوری به شاگرد محوری سوق دهد.

از میان مقاله‌هایی که این روزها برای کشف ردپای «فلسفه و کودک» مطالعه کردم به جمله‌ای از آیت الله سید محمد خامنه‌ای، رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا رسیدم با این مضمون «کودکان حتی پیش از دبستان هم فیلسوفان کوچکی هستند که نه تنها خودشان از آن آگاه نیستند بلکه والدین و اطرافیان آنها هم نمی‌دانند.» به نظرم رسید که با این وصف، شاید فلسفه برای کودکان ، مدل شکل یافتة تربیت اسلامی باشد.بنیاد حکمت اسلامی صدرا مدتی است روشی را مبنی بر این طرح بطور آزمایشی در مدارس گوناگون به اجرا درآورده است ؛ به همین علت فرصتی دست داد تا با یکی از مدرسین این طرح گفتگویی داشته باشیم. سرکار خانم مژگان پروینیان ،کارشناس رشتة فلسفة اسلامی ، محقق و مدرس «فلسفه و کودک» در مقطع دبستان است که دعوت ما را به گرمی می‌پذیرد و سوالهایمان را پاسخ می‌دهد. همراه ما بیایید تا با این برنامه بیشتر آشنا شویم .

 

-  به عنوان اولین سؤال بفرمائید که اصلاً این فلسفه و کودک چیست؟

 هنوز حرفشان را شروع نکرده بودند که پرسیدم: آیا همان کلاس خلاقیت و نقاشی است که به تازگی باب شده؟

- در حقیقت نام فلسفه در این برنامه ، به معنای فلسفیدن و مهارتهای تفکر به کار رفته است و نباید با فلسفه به معنای رشته‌ای خاص و آکادمیک اشتباه گرفته شود. این جور کلاسها با کلاس خلاقیت و نقاشی مصطلح در جامعه از لحاظ محتوی، روش و هدف متفاوت است. البته ممکن است در این طرح از ابزارهای متنوعی همچون نقاشی هم استفاده شود، اما این که همان کلاس خلاقیت و نقاشی باشد، نه اینطور نیست. در یک جمع‌بندی کلی باید گفت که در این طرح تلاش می‌شود آنچه در درون کودکان بالفطره وجود دارد بیدار شود ، یعنی قدرت تفکر و اندیشة او احیاء گردد. به جرأت می‌توان گفت که در این کلاسها با استفاده از روشهای متنوع خوب فکر کردن، خوب حرف زدن، خوب استدلال آوردن و عمیق بودن ؛ کودکان این توانایی را پیدا می‌کنند که در مورد هر مسئله‌ای مانند یک فیلسوف، موضوعات را موشکافانه بررسی کنند و به جوابهای کلیشه‌ای و عادی قانع نشوند. اینجاست که فرد برای پیدا کردن راه حل یا راه حلها اقدام به فکر کرده و دست به خلاقیت می‌ زند. این اکتشافات و فکر کردن برای رسیدن به نتیجة درست، همان پرورش مهارت تفکر منطقی است که هدف فلسفه و کودک است.

 

  - روش کلاس‌داری چگونه است؟

- روش کلاس‌داری در این برنامه به شکل «حلقة کند و کاو» است . روش کار اینطوراست که کودکان دور هم به صورت نیم دایره می‌نشینند و معلم چشم در چشم بچه‌ها ، داستان یا موضوعی خاص را با صدای بلند تعریف می‌کند و سپس از دانش‌آموزان خواسته می‌شود تا به سؤال، انتقاد و بطور کلی بحث دربارة نکات مبهم یا جالب داستان بپردازند. نقش معلم در چنین کلاسی بیشتر تسهیل کننده است نه چیز دیگر.

 

 - دلم برای همة کودکانی که صدها سؤال بی‌پاسخ دارند می‌سوزد ، نمی‌دانم چرا یاد بچگی خودم افتادم! فکر می‌کنید وجود چنین درسی در مدارس چقدر ضروری است؟

- به نظر من نه تنها وجود این درس در تمام مقاطع تحصیلی ضرورت دارد ، بلکه باید طوری برنامه‌ریزی شود که تمامی دروس با چنین روشی به بچه‌ها آموزش داده شود. به این معنا که دانش‌آموزان، همة درسها را با بحث و پرسش و پاسخ یاد بگیرند تا استعداد تفکر کودکان به فعلیت برسد، نه اینکه صرفاً معلم، دهنده باشد و بچه‌ها گیرنده! اصولاً گذراندن این قبیل کلاسها ، بچه‌ها را از حالت انفعالی به حالت فعّال و خودجوش در می‌آورد و دانش‌آموزان در فهم درس موفق‌تر خواهند شد.

 

  - با این روش وقت کلاس گرفته نمی‌شود؟

- البته با این روش نمی‌توان حجم زیادی از مطالب را وارد کلاسهای درس کرد که این کار در حال منسوخ شدن است ؛ زیرا با حجم زیاد، عمق آن کم می‌شود. برعکس ! روش کلاسهای فلسفه و کودک مقابل آن است؛ یعنی حجم کم مطالب با عمق و ماندگاری زیاد مطرح است. بعلاوه در این روش بچه‌ها یاد می‌گیرند یک پژوهشگر شوند و خود بدنبال علم بروند نه اینکه علم، آنها را در خانه و مدرسه تعقیب کرده و به دام بیاندازد.

 

 - در حال حاضر در چه مقطعی تدریس می‌کنید؟

- فعلاً در مقطع ابتدایی کار می‌کنیم ولی در حقیقت باید این کار از پیش‌دبستانی شروع شود و تا پایان مراحل تحصیل ادامه یابد.

 

 - در این زمینه با چه مشکلاتی روبرو هستید؟

از آنجایی که اجرای درست و همه جانبة این طرح تنها در مدرسه کفایت نمی‌کند، ناآشنایی اولیاء و خانواده‌ها از یک طرف و مربیان از طرف دیگر، موجب می‌شود که هماهنگی لازم، بین خانه و مدرسه و البته اجتماع صورت نگیرد.

 

  - بیشتر توضیح دهید؟

- ببینید! بچه‌ها در تمام طول هفته با همان روشهای قدیمی معلم و شاگردی تعلیم می‌بینند و تنها یک ساعت در هفته را می‌توانند آزادانه در کلاس نظر دهند و بحث کنند. در صورتی که اگر این روش در تمام کلاسها و بطور کلی در خانواده و اجتماع پیاده شود، اثر آن به مراتب بیشتر خواهد بود.

 

 - امروزه سفرة تعلیم و تربیت سر و ته ندارد و هر کس به اختیار خود در آن هر چه بخواهد می‌گذارد، ولی انگار این سفره آداب خاصی دارد. از پیشرفت کلاسها بگویید؟

- علاوه بر ارزیابی‌های بنیاد که نشان دهندة پیشرفت کیفی و کمی کلاسهاست، برای خود بنده تغییراتی که در بچه‌ها مشاهده کردم کاملاً محسوس است. بطوری که بچه‌های بسیار کم حرف، خجالتی یا با اعتماد بنفس پائین بعد از چند جلسه بسیار تغییر می‌کنند

.

 - منظورتان چه تغییری است؟

- تغییرات بچه‌ها در همان چند جلسة اول کاملاً مشهود است. آنها در بحث شرکت می‌کنند، برای حرفشان دلیل می‌آورند، از همدیگر انتقاد می‌کنند و کلاً دقتشان زیاد شده. همانطور که می‌دانید بچه‌ها در سنین 12 - 10 سالگی نظم پذیر نیستند و غالباً از کلاس و مدرسه گریزانند، اما این روش نشان داد که با ابداع روشهای نوین آموزشی می‌توان بچه‌ها را علاقمند به تحصیل کرد. چنانچه بچه‌ها در این کلاسها تقاضای زمان بیشتر از حد معمول (یکساعت) را دارند. حتی بچه‌های بیش فعال و شلوغ که همیشه نظم کل مدرسه را به هم می‌ریختند احساس علاقة وصف ناشدنی‌ای برای حضور در این کلاسها دارند. پس می‌بینید که تغییرات در بچه‌ها بسیار چشمگیر بوده و هست. البته والدین هم به این مسئله اذعان دارند و از تغییرات مثبتی که در آنها بوجود آمده اظهار تعجب می‌کنند.

 

 - از این بچه‌ها خاطره‌ای دارید؟

- در یکی از دوره‌ها، با پسرهای سوم ابتدایی یک دبستان دولتی کار می‌کردیم. بعضی از بچه‌ها به اصرار معلمین یا والدین در این کلاس ثبت نام کرده بودند. درصورتیکه ما تأکید کرده بودیم حضور در این کلاس اصلاٌ نباید اجباری باشد و دانش‌آموزان علاقمند شرکت کنند.یکی از بچه‌ها در کلاس خیلی شلوغ می‌کرد و دائم جو کلاس را با کارهایش به هم می‌ریخت و اصلاٌ هم در بحث‌ها شرکت نمی‌کرد. اتفاقاً همیشه اولین نفری بود که در کلاس حاضر می‌شد، از شما چه پنهان بعضی جلسات آرزو می‌کردم که او  این بار غایب باشد، ولی تنها شاگردی که تا آخر دوره ، یک جلسه هم غیبت نداشت، او بود. همانطور که گفتم او در بحث‌ها شرکت نمی‌کرد، گاهی هم که نظر می‌داد حرفهای کاملاً بی‌ربط و گاهی مسخره می‌زد که از همان ابتدا متوجه شدم از روی عمد و شاید برای جلب توجه باشد. تصمیم گرفتم هر حرف او را هر چقدر هم نامربوط و نامناسب باشد جدی بگیرم، در کلاس مطرح کرده و از او در مورد نظرش دلیل بخواهم. بعد از چند بار که این برخورد را دید، کم کم رفتارش را عوض کرده جدی‌تر در بحث‌ها شرکت می‌کرد و گاهی نظرات بسیار متفاوتی نسبت به سایر بچه‌ها می‌داد و در پایان دوره، کاملاً تغییر را در او احساس می‌کردم.

 

  - چه خوب آیا دوست دارید این رشته را به طور حرفه‌ای دنبال کنید؟

- بله، البته درصورتیکه احساس کنم می‌توانم در این کار مفید باشم.

 

 - تدریس این درس روی خودتان چه تأثیری داشته؟

روی خودم که تأثیر زیادی داشته وکلاً دقتم روی حرفهای بچه‌ها بیشتر شده ضمن اینکه نسبت به قبل سعی می‌کنم برای حرفها و کارهای خودم دلیل منطقی داشته باشم و در موضوعات مختلف بیشتر از قبل به بحث و گفتگو می‌پردازم.

 

  - روی خانواده‌تان چطور؟

- به همان دلیلی که عرض کردم در منزل با افراد خانواده، مخصوصاً بچه‌ها بحثهای سازندة بیشتری داریم و آنها هم عادت کرده‌اند که زود قانع نشوند و برای هر چیزی دلیل بخواهند بطوری که پسر کوچکم دانم از من برای درخواستها و تصمیهایم دلیل می‌خواهد. البته وقتی دلیل قانع کننده‌ای برایش بیاورم دیگر اصرار و پافشاری بی‌مورد نمی‌کند.

 

  - قبلاً هم خودتان این روش را اعمال می‌کردید؟

- تا حدودی! ولی راستش را بخواهید در گذشته ممکن بود بعضی وقتها در جواب بچه‌ها بگویم «چون من می‌گم!» ولی در حال حاضر هر کس دلیل منطقی‌تری داشته باشد نظر او در خانواده اعمال می‌شود. البته در اکثر موارد!

 

  - آیا ممکن است دانش‌آموزی در دروس دیگر نمرات پائین داشته باشد ولی در این درس موفق باشد؟

- بله؛ اتفاقاً ما موارد زیادی داشته‌ایم که دانش‌آموز در کلاس واقعاً فعال بوده، نظرات جالبی داشته ولی وقتی با معلم او صحبت می‌کردم او را با عناوین «بچه شر کلاس» یا «خجالتی» توصیف می‌کردند.تا فراموش نکردم این نکته را هم بگویم که برای مثال؛ من شاگردی به نام «محمد صادق» داشتم که معلم و حتی پدر و مادرش از او قطع امید کرده بودند ولی در این کلاسها، بسیار هوشمندانه عمل می‌کرد جزء بهترینها بود و به شدت به کلاس علاقه داشت.در واقع این طرح، باهوش هیجانی ( EQ ) کودکان ارتباط دارد؛ در حالی که موفقیت یک کودک در درسی مثل ریاضی تا حد زیادی بستگی به بهرة هوشی ( IQ ) او دارد.

 

  - صحبت از «محمد صادق» به میان آوردید. در این روش پسرها و دخترها یکسان بهره می‌برند؟

- به هر حال دخترها و پسرها تفاوتهایی دارند و بر اساس همان اختلافات بهره‌گیری‌شان هم ممکنست اندکی متفاوت باشد ولی مهم اینست که هر کدام بسته به روحیاتی که دارند از این روش استفاده می‌کنند.

 

  - راستی شما چطور  برای تدریس انتخاب شدید؟

- با توجه به رشتة تخصصی فلسفه و علاقمندی به کار با بچه‌ها توسط یکی از دوستان به این مرکز معرفی شدم که بعد از گذراندن دوره‌های خاص این کلاس، برای تدریس انتخاب شدم.

 

  - فکر می‌کنید توانسته‌اید با این روش چیزی را تغییر دهید و از نتیجة کارتان راضی هستید؟

- البته نمی‌توانم بگویم صد در صد راضی هستم، می‌توانست خیلی بهتر از اینها هم باشد چرا که نیاز به کسب تجربة بیشتر و پشتوانه‌های نظری کاملتری دارد، ولی همین که می‌بینم مادری از شرکت فرزندش در این کلاسها راضی است و تغییرات فرزندش را مثبت ارزیابی می‌کند، احساس رضایت خاطر می‌کنم.

 

- با توجه به صحبتهایتان، نیاز به این درس را در نظام آموزشی فعلی در چه حد می‌دانید؟

- صد در صد، البته روشهای آموزشی از گذشته تا به حال خیلی تغییر کرده و مربیان در تمام مقاطع تلاش می‌کنند روش تدریسشان را به روز کنند، ولی به نظر می‌رسد آموزش و پرورش باید به این طرح با دید کلان و تلفیقی بنگرد به گونه‌ای که این شیوه در همة درسها توسط معلمین به کار گرفته شود.

 

  - دوران حکومت چند روزة بچه‌ها فرصتی است تا پدر و مادرها و اولیاء مدارس آنچه تاکنون فراگرفته‌اند را در طبق اخلاص گذاشته و بچه‌ها را برای فرداهای دور آماده کنند.به خانواده‌ها و معلمین چه توصیه‌ای دارید؟

 - خانواده‌ها و معلمین دروس دیگر باید توجه داشته باشند دانش‌آموزانی که در این دوره‌ها شرکت می‌کنند، دارای روحیه‌ای پرسشگر خواهند شد و به راحتی هر ایده یا حرفی را نمی‌پذیرند. ازاینرو نباید این ویژگی، به منزلة بی‌تربیتی یا بی‌احترامی کودک تلقی شود بلکه با فرزندان برخورد صمیمی داشته باشند، با ما در ارتباط باشند و ما را در جریان پیشرفت فرزندانشان قرار دهند. همچنین معلمین بچه‌ها در درسهای روزمره نیز باید تا جایی که درس اقتضا می‌کند، با بچه‌ها به روش فلسفه و کودک کار کنند که این کار با مطالعه و تحقیق دربارة این گونه کلاسها میسر خواهد بود. فکر می‌کنم دیگر وقت آن رسیده که بچه‌ها نه از ترس تنبیه و قهر یا محروم شدن از امتیازات زندگی به حرف والدین گوش دهند، بلکه به خاطر بحث و استدلال منطقی، حرف صحیح آنها را بپذیرند، تا در نهایت بتوانیم فرزندانی تربیت کنیم که برای جامعه و جهان مفید باشند.

 

- خانواده‌ها برای رسیدن به نتیجة بهتر چطور می‌توانند همکاری کنند؟

 - ببینید! ما خانواده‌ها معمولاً برای رفاه جسمی و مادی فرزندانمان تلاش زیادی می‌کنیم اما واقعاً برای پرورش فکری آنها چقدر سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟! پس لازم است خانواده‌ها اولاً؛ بچه‌ها را به خوبی درک کنند و بشناسند، سعه صدر داشته باشند و در راستای بروز استعداد و قوة تفکر کودکان به آنها کمک کنند تا با مدد از اصل پرسشگری به تکامل ذهنی برسند. در این پروسه بهتر است خانواده‌ها بیشتر نقش هدایتگرانه داشته باشند تا اینکه پاسخ سؤالات را به بچه‌ها دیکته کنند؛ و باز هم تأکید می‌کنم که خود را با این روش هماهنگ سازند تا تأثیر آن بیشتر گردد.

 

- کادر مدرسه چطور؟

- نقش کادر مدرسه هم دقیقاً به همان حساسیت و شباهت نقش خانواده‌هاست. آنها هم باید با بها دادن به شخصیت بچه‌ها، به رشد اعتماد بنفس و عزت نفس بچه‌ها کمک کنند. چون بیشتر بچه‌هایی که از این دو موهبت برخوردارند در کلاسها فعالیت بیشتری دارند. هرچند که کلاسهای فلسفه و کودک با یک فرآیند دوطرفه همراه است؛ یعنی اگربچه ها دارای خصوصیات مثبتی همچون اعتماد به نفس باشند در کلاس بیشتر فعالیت کرده ، مطالب را خیلی سریعتر می‌گیرند و آهنگ رشدشان سریعتر خواهد شد .

 

- آیا والدین هم به چنین کلاسهایی نیاز دارند؟

- بله حتما؛ اصولا برگزاری کلاسهای فلسفی، تربیتی، روانشناختی و ... برای پدر و مادرها در پیشرفت خانواده‌ها بسیار مفید خواهد بود. در ضمن باید محتوای این کلاسها علاوه بر برخوردهای صحیح تربیتی، روشهایی برای رشد خلاقیت و کسب تفکر منطقی و اثربخش برای خود اولیاء باشد.
.

-  به عنوان آخرین سؤال، اهداف اجرای برنامة فلسفه و کودک را ذکر کنید؟

- بله البته، بطور کلی اهداف موردنظر این طرح عبارتند از: برانگیختن کودکان برای جستجوی معانی، فکر کردن و به چالش طلبیدن افکار دیگران، تحکیم ایده‌ها و افکاری که در اثر مواجهه با سایر اندیشه‌ها استدلالی و منطقی می‌شود، تمرکز و توجه در شنیدن سخنان دیگران، ایجاد روحیة تلاش برای اکتساب یا طرح مسائل، ایجاد ارتباط فکری با دیگران، فراهم کردن جایگاهی امن برای بررسی افکار و ایده‌ها، آموزش احترام به اندیشة دیگران، آموزش انتقادپذیری، توجه دادن دانش‌آموزان به منابع ذهنی خود، تشویق دانش‌آموزان برای کشف و ساخت اندیشة نو به جای اخذ افکار دیگران، نشان دادن ارزش و اهمیت بحث استدلالی برای فهم بهتر و حل اختلاف به کودکان، تشویق و تشجیع کودکان برای جستجوی سؤالات و حل آنها.

 

- دیدید که فلسفه و کودک جدی‌تر ازاین حرفهاست. پس اگر ردپای جدیدی پیدا کردید ما را هم بی‌خبر نگذارید............!


نام
رایانامه
* متن نظر