تاریخ: 25 ارديبهشت 1386
گفتگو با مادر یک فیلسوف کوچک
به نظر می‌رسد از زمانی که کودک کلمات را فرا می‌گیرد و می‌فهمد که آنها را باید در کجا استفاده کند، علاقه به سخن گفتن، شنیدن، درک مفاهیم، انتقاد کردن و دلیل خواستن در او شکل می‌گیرد. مادری که در مدرسه اما م حسین، در خدمتشان هستیم، مادر مهدی است. او از کلاس فلسفه و کودک پسرش می‌گوید و ما را با خود همسفر می‌کند

 

مصاحبه: مژگان پروینیان

    به نظر می‌رسد از زمانی که کودک کلمات را فرا می‌گیرد و می‌فهمد که آنها را باید در کجا استفاده کند، علاقه به سخن گفتن، شنیدن، درک مفاهیم، انتقاد کردن و دلیل خواستن در او شکل می‌گیرد. مادری که در مدرسه اما م حسین، در خدمتشان هستیم، مادر مهدی است. او از کلاس فلسفه و کودک پسرش می‌گوید و ما را با خود همسفر می‌کند.

 

- لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

 - من مادر مهدی، 29 ساله، دیپلمه و خانه‌دار هستم.

 - و مدرک تحصیلی شوهرتان؟

ایشان تا پیش‌دانشگاهی درس خواندند.

 - آقا مهدی بچه چندم شماست؟

 - مهدی تنها فرزند ماست.

 - خوب، پس خواهر و برادر هم ندارد.شما از این روش درسی چقدر اطلاع دارید؟

 - خوب از اسمش معلوم است ،نوعی تفکر خلاق؛ فکر می‌کنم به بچه‌ها این فرصت داده می‌شود تا خوب فکر کنند و در مسائل خلاقیت بخرج بدهند. مخصوصاً برای پسر من که بچه فعال و پر جنب و جوشی است.

 - رفتار شما با این پسر فعال چطوراست؟

 - ما باهم دوست هستیم و من پا به پای مهدی با او بازی می‌کنم. در مسائل اجتماعی هم روش من بیشتر گفتمان است. یعنی این زمینه را فراهم کردم که او هر اتفاقی که در مدرسه می‌افتد را دوستانه برایم تعریف کند و  با هم درباره‌اش صحبت کنیم.

 - در این عصر سرعت که معمولاً کسی برای کسی وقت ندارد خوشحال شدم که هنوز بعضی از مادرها برای حرف زدن با فرزندانشان روش مناسبی را برگزیده‌اند.

 - میانه‌اش با پدرش چطور است؟

 - پدرش معمولاً نیست و به خاطر شرایط کاری‌اش کمتر فرصت می‌کند با مهدی باشد. تنها ارتباط او با پدرش، آخر هفته و معمولاً موقع گرفتن پول تو جیبی است!

 -ارتباطش با هم سن و سالهایش در فامیل و همسایه‌ها چطور ؟

 - ما زیاد با فامیل رفت و آمد نداریم فکر می‌کنم آنقدر که با خودم راحت است و ارتباط برقرار می‌کند، با دیگران نیست. من سعی کرده‌ام تنهایی‌اش را  خودم یک جورهایی پر   کنم.

 - با این روش  دچار کم رو یی نشده؟

 - نه به آن صورت؛ بچه اجتماعی‌ای بوده، ولی با کلاسهای فلسفه کودک خیلی هم تغییر کرده و از آن چیزی که بوده خیلی بهتر شده.

- چه تغییراتی کرده؟

 - دیدگاهها و انتظاراتش تغییر کرده. آخر قبلاً اینطور نبود. حالا دیگر برای هر کاری دلیل می‌خواهد و کلاً خیلی سؤال می‌پرسد.

 - و شما همه سؤالات او را پاسخ می‌دهید؟

 - صد در صد؛ معمولاً وقتی جواب سؤال اول بچه را بدهی و به دل او بنشیند، حتماً سؤالات بعدی را راحتتر مطرح می‌کند.

- فکر می‌کنید باید پاسخ همه سؤالات او را بدهید؟

- تا آنجایی که بتوانم. ولی خوب گاهی هم دستم بند است یا سرم شلوغ است و نمی‌توانم کاملاً جواب او را بدهم.

 - تا به حال شده در جواب آقا مهدی بگویید: «خودت چه فکری می‌کنی»؟

 - بله؛ خیلی وقتها همین جمله را گفتم. برای مثال؛ گفتم: برو دو ساعت فکر کن جوابش را پیدا می‌کنی. اتفاقاً در اینطور مواقع موفقیتش بیشتر بوده تا وقتی که جواب را حاضر و آماده به او داد ه ام.

 - پس زیاد سؤال می‌کند؟

- خیلی؛ بچه بسیار کنجکاوی است. مخصوصاً حالا که از قبل کنجکاوتر شده. چون دیگر با جوابهای سطحی و معمولی من قانع نمی‌شود. منتهی اگر بفهمد که دارم برایش وقت می‌گذارم و حرفی برای گفتن دارم ،حرفم را می‌پذیرد.

 - می‌پذیرد یا خسته می‌شود؟

نه، خسته نمی‌شود، می‌پذیرد.

- بچه‌ها نوخواه هستند و نوجو؛ تا به حال شده سؤالی را که قبلاً پرسیده و به قول شما پذیرفته را دوباره بپرسد؟

 - بله، خوب پیش آمده؛ سؤالی را که قبلاً با پاسخش توجیه نشده را گاهی بارها می‌پرسد تا قانع بشود. البته این حالت در او تازگی‌ها به مراتب بیشتر شده.

- راستی کلاس فلسفه و کودک را چطور برای شما منعکس می‌کند؟

 - یک محیط کاملاً آموزشی و باز که به همه بچه‌ها فرصت حرف زدن و فکر کردن یا به قولی عرض اندام داده می‌شود. مهدی خیلی این کلاس را دوست دارد، چون کلاسی است که به بچه‌ها آزادی فکر و عمل داده می‌شود.

 - فکر می‌کنید وجود چنین درسی چقدر در جامعه ضروری است؟

- خیلی لازم است. فکر می‌کنم یکسری چیزها در بچه‌ها نهفته است که در این کلاسها شکوفا می‌شود.

- می‌توانید بگویید مهدی حالا، با مهدی چندماه پیش چه فرقی کرده؟

- می‌دانید! اصلاً مهدی من آن مهدی سابق نیست. چون حالا دیگر تا ته یک قضیه‌ای را در نیاورد، آرام نمی‌گیرد! اصلاً احساس می‌کند خیلی بزرگ شده و خیلی چیزها را می‌فهمد. او با رفتارش می‌خواهد به من بفهماند که دیگر بزرگ شدم.

- می‌پرسم: پرروتر هم شده؟

و می‌گوید: متأسفانه باید بگویم بله، بچه پررویی نبوده، ولی حالا می‌توانم بگویم جسورتر شده.

- حرف آخر.

از روند پیشرفت مهدی راضی هستم و امیدوارم این کلاسها ادامه داشته باشد. از شما هم به خاطر زحمتهایی که در این راه می کشید ممنونم.

- موفق باشید! 

نام
رایانامه
* متن نظر