تاریخ: 25 فروردين 1395
هفتمین نشست تخصصی فلسفه و کودک
هفتمین نشست تخصصی فلسفه و کودک با سخنرانی دخانم دکتر ماهروزاده 28/9/94 پرورش تفکر نقادانه از منظر فلاسفه اسلامی

بسمه تعالی

 

  «ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریتنا قرة اَعْیُنٍ واجعلنا للمتقین اماما»

پروردگارا از ما و همسران ما به ما فرزندانی عطا فرما که مایة روشنی چشم ما و پیشوای متقین باشند.

 چند سالی است که دو موضوع مهم، یکی آموزش فلسفه به کودکان و یکی دیگر تفکر انتقادی در کشورمان مطرح شده است. آموزش تفکر به کودکان مسئله خیلی مهمی است چرا که ما از بچگی به کودکانمان می‌آموزیم که بیندیشند. کودکان از سه سالگی استدلال را می‌آموزند مشروط به اینکه ما به زبان کودک با او سخن بگوییم.

اما در مقطع دبیرستان کتاب داستانهای گلستان را ساده سازی کردیم و تعدادی از معیارهای اخلاقی را از آن استخراج و براساس آن آموزش را به مدت 2 ماه اجرا کردیم، از طریق کیفی متوجه شدیم که دانش آموزان از نظر نگرشو بینش بسیار عوض شده‌اند.

در روانشناسی تربیتی یک بحثی مطرح میشود که زمان یادگیری چه وقتی است؟ در نظریه مختلف وجود دارد که یکی نظریه «پیاژه» و دیگری نظریه «برونر» است. «پیاژه» معتقد است رشد، مراحل مختلفی دارد که برحسب آن، ذهن رشد میکند و ما باید محتوایی که ارائه میدهیم متناسب با این مراحل رشد باشد، او بحثی را مطرح میکند بنام حد تعادل، حد تعادل به این معناست که محتوایی که به کودک ارائه میشود نه بایستی آنقدر سنگین باشد که نفهمد و نه آنقدر ساده که به اصطلاح تعادل کودک را به هم بزند. اما در مقابلش «برونر» است که این سؤال را مطرح میکند که آیا تفکر کودکان طی مراحل مختلف رشد میکند؟ آیا اساساً کودکان از نظر تفکر باهم متفاوت هستند؟ و آیا محیط کودک تأثیری در رشد شناختی کودک دارد؟

کودک کمتر کار میشود ولی آموزش فلسفه به کودکان میخواهد استدلال را به کودکان آموزش دهد.

برنامه آموزش فلسفه به کودکان با استفاده از داستان، شعر و فیلم از طریق گفتمان فلسفی مهارتهای استدلال، قضاوت صحیح، و یکسری مهارتهای فکری را در کودکان پرورش میدهد، که از اهداف مهم فلسفه به کودکان تفکر خلاق و تفکر انتقادی است.


پرورش تفکر انتقادی به چه معناست؟

ما امروزه در دنیایی بسر میبریم که با حجم زیاد اطلاعات مواجه هستیم، کودکان بایستی قوة تمییز و تشخیص پیدا کنند تا خودشان بتوانند درست را از غلط تشخیص دهند به همین دلیل اولین هدف فلسفه به کودکان پرورش تفکر انتقادی است.

از فلاسفه‌ای که در مورد تفکر انتقادی نظراتی را ارائه داده است سقراط میباشد،

«سقراط» عقیده دارد که باید کودکان را طوری تربیت کرد که تفکر عمیق داشته باشند، ژرف اندیش بوده و ساده‌نگر نباشند، بصیرت پیدا کرده و هر چیزی را که شنیدند نپذیرند، بتوانند نقد کنند و درباره‌اش فکر کنند. سقراط همچنین میگوید تفکر فیلسوفانه، تفکر درباره تفکر است که این مرحله را «فراشناخت» میگویند. او اولین گام را خودشناسی دانسته به همین دلیل بالای درب آکادمیش هم نوشته بود: «خود را بشناس» و بعد از شناخت خود، بایستی مسائل بنیادی زندگی خود را بشناسیم و آن این است که من که هستم؟ آیا جهان دیگری هم هست؟ آیا من آزاد آفریده شده‌ام؟ اگر صاحب اختیارم، حوزه اختیاراتم چه هست؟ و بالاخره چگونه باید زندگی کنم؟...

همینطور «کانت» هم این سؤالات را مطرح میکند که: من که هستم؟ به چه صورت میتوانم دنیا را بشناسم؟ سرنوشتم چه هست و چه میتوانم بفهمم؟

باید پاسخهای متفاوت را بشنویم و خلاصه حس کنجکاوی شاگردان را به این ترتیب تحریک کنیم.

فریره یکی دیگر از کسانیکه در زمینه تعلیم و تربیت انتقادی صاحب نظر است عقیده دارد که در تعلیم و تربیت کنونی هیچگونه خلاقیتی وجود ندارد. به همین دلیل آموزشی را مطرح میکند بنام آموزش رهایی ‌بخش و تعلیم و تربیت سنتی را مورد نقد قرار میدهد «دیویی» عقیده دارد که کودکان باید دانش را کشف کنند ولی اندیشمندان جدید معتقدند که کودک باید خودش دانش را خلق کند، یعنی کودکان را طوری تربیت کنیم که فکر خلاق داشته، جرئت و جسارت داشته باشند که حرف بزنند. «استاد مطهری» تفکر انتقادی را بسیار زیبا از قرآن کریم و روایات معصومین (ع) مطرح کرده‌اند، ایشان معتقدند که قوه فکر، تفکر و قوه عاقله، قوه‌ای است که تجزیه و ترکیب میکند و تعمیم میدهد. به عقیده ایشان منطقی فکر کردن به این معناست که انسان هر نتیجه‌ای را از مقدماتی که در متن خلقت و طبیعت قرار داده شده بدست آورد. بنابرین عقل در روایات هم شامل تشخیص و شناسایی درست از نادرست، خوب از بد و هم منشأ صدور اعمال است یعنی هم در حوزه عقل نظری است و هم عقل عملی، و این فصل ممیز انسان از حیوان است. مؤلفه‌ةای تفکر انتقادی از نظر استاد مطهری توأم بودنم علم و عقل است، ایشان معتقدند که عقل پشتوانه‌اش علم است و عقل پشتوانه‌اش آگاهی است.

در اسلام هدف از تفکر، رسیدن به حقیقت است و حکمت یعنی علمی که ما میتوانیم بوسیله ان به حقیقت دست پیدا کنیم بعد اشاره میکند به بیان حضرت مسیح(ع) که میفرمایند که «کونو انقاد الکلام».

«علامه طباطبایی» در تفسیر المیزان میفرماید مهمترین حجاب عقل، شهوت است، هر خواسته و غریزه‌ای که از حد بگذرد نامش شهوت است که کنترل و فرمان عقل را در دست خودش میگیرد.

بحث دیگر عادت به تفکر و تعقل است، سعی کنیم زود قضاوت نکنیم، به همین علت است که اثر تفکر از سالها عبادت بیشتر است. علم‌آموزی باعث تفکر انتقادی میشود، ما بایستی ابتدا آگاهی و معرفت پیدا کنیم تا بتوانیم آنرا نقد کنیم.


نام
رایانامه
* متن نظر