تاریخ: 24 اسفند 1394
سومین نشست تخصصی فلسفه و کودک
سومین نشست تخصصی فلسفه و کودک با سخنرانی دکتر احد فرامرز قراملکی: جایگاه اخلاق در فلسفه برای کودک ـ ۲۱/۸/۹۳ بر مبنای تحلیل فلسفه در گفتمان حکمت متعالیه

بسمه تعالی

  تحلیل جایگاه اخلاق در فلسفه برای کودک بر بازانگاری به فلسفه در چهار سطح فلسفه‌ورزی (شامل تجربه فلسفی و تفکر فلسفی)، فلسفه پژوهی، فلسفه گویی و فلسفه خوانی است. سه مفهوم اخیر به مفهوم پایه‌یی فلسفه‌ورزی استوار است. فلسفه‌ورزی در سنت یونانی ـ اسلامی دو حیثت نظری و عملی دارد و مفهوم مهم سلوک هر دو حیث را به یکدیگر پیوند می‌دهد. استکمال نفس و تشبه به اله به این سلوک ناظرند. استکمال نفس در گفتمان حکمت متعالیه، نه به دست آوردن کمالات ثانیه بلکه استکمال جوهری نفس و کمال یابی در کمان نخستین (نفس) است. پس فلسفه‌ورزی مبنای راستین کلمه با تحول وجودی فرد که بنیان تحول اخلاقی است، همراه است. فلسفه گویی و فلسفه خوانی که عاری از چنین تحولی باشد، زبان‌آوری، سخن‌پروری، تمرین انتقال الفاظ و انباشتن ذهن از مفاهیم مرتبط یا غیر مرتبط است. فلسفه برای کودک بر پایه چنین تفسیری از فلسفه‌ورزی ماهیت اخلاقی دارد و بر رشد و تحول وجودی کودک تاکید می‌کند.

ملاصدرا از فلسفه دو تعریف ارائه می‌کند، در این دو تعریف، از طرفی میراث یونانیان در تحلیل چیستی فلسفه را اخذ می‌کند و از طرف دیگر به روش فلسفه ورزی نیز اشاره دارد.

1.  استکمال نفس انسانی بوسیله شناخت حقایق موجودات بر آن گویه‌یی که هستند و حکم به وجودشان با برهان نه با گمان و تقلید.

2.  سامان (نظم) عالم به سامان عقلی بر حسب طاقت بشری تا اینکه تشبه با باریتعالی حاصل آید.

کندی بتعبیر یونانی تشبّه به اله را به تشبّه به افعال الله تغییر می‌دهد. اما محمد بن زکریای رازی آن را با تعبیر یونانی می‌آورد و ملاصدرا نیز تشبه به اله را می‌آورد، اما در تفسیر آن به «تخَلَّقوا باخلاق الله» استناد می‌کند. تعریف فیلسوفان مسلمان را می توان استوار بر یک نگرش سیستمی دانست. فلسفه‌ورزی یک فرایند استکمال نفس است و حاصل آن سعادت حقیقی و تشبه به اله است. به همین سبب، فارابی اغلب آثار خویش را یا با تحلیل سلامت و سعادت می‌آغازد و یا به آن فرجام می دهد.

فلسفه‌ورزی گونه‌یی از تربیت فرد است و حاصل آن در هدف نخست، زیست سالم فرد و جامعه و در هدف بالاتر، دستیابی به سعادت حقیقی است. استکمال نفس، اشاره به تربیت فرد دارد و مراد از آن، کمال‌پذیری نفس می باشد. کمال‌پذیری نفس در گفتمان ارسطویی و سینوی و صدرایی، دو تحلیل متفاوت دارد، بگونه‌یی که گویی استکمال نفس به اشتراک لفط بکار می‌رود.

فلسفه‌‌ورزی بمثابه استکمال نفس درگفتمان ارسطویی و سینوی بر تحلیل خاص حکمای مشائی از چیستی انسان استوار است. آنان بر مبنای دوگانه انگاری، انسان را مرکب از دو حقیقت جسم و نفس می‌دانند. جوهر جسمانی بمنزله ماده و نفس بمنزله صورت است. نفسیت نفس ارتباط و مدیریت نفس نسبت به بدن است و آن را نباید با حقیقت مجرد مرتبط با بدن یکسان دانست.

حمل جسم و نفس بر انسان به محل مواطاتی است، زیرا آن هر دو حقیقت انسانند. هم جسم و هم نفس دارای حالات، اعراض و هیئت هستند. حالات عارض بر نفس اگر ریشه‌دار باشد و راسخ به گونه‌یی که زدودن آن دشوار باشد، خلق یا ملکه نامیده می شود. حمل ملکات به انسان، حمل اشتقاقی است، زیرا آنها حقیقت انسان نیستند، بلکه انسان دارای آنهاست، همانگونه که در حالات جسمانی چنین است. همانطور که انسان دارای وزن، قد، رنگ و مانند آنهاست، دارای علم، شجاعت، ترسویی، پرخاشگری و مانند آنهاست.

بر اساس آنچه بیان شد میتوان استکمال نفس را به سه گونه تفسیر کرد:

الف ـ انباشتگی مفهومی ذهن و پربار شدن نفس از صورت‌های مُرتسمه و ملکات (کمالات ثانیه)

ب ـ فلسفه به مثابه مشی زندگی

ج ـ فلسفه به مثابه تحول وجودی انسان

گونه سوم می تواند در جهتگیری فلسفه برای کودک اخذ گردد. چگونه؟ پاسخ به این مسئله نیازمند به پژوهش مستقل دیگری است. روش نیل به این مقصد را می توان در راهکارهای زیر جستجو کرد.

1.  باز انگاری مستمر

2.  افزایش مهارت‌های تفکر اثربخش، تفکر منطقی و تفکر انتقادی

3.  تسهیل و تصحیح تجربه های ژرف فلسفی کودک از خویش و محیط خود

4.  افزایش مهارت‌های خودشناسی لحظه‌یی و تقویت مدیریت بر خویش بر پایه افزایش خود مهربانی و تعادل صمیمی و هوشیارانه فرد با خویش.

 

 


نام
رایانامه
* متن نظر