تاریخ: 24 اسفند 1394
دومین نشست تخصصی فلسفه و کودک
دومین نشست تخصصی فلسفه وکودک با سخنرانی دکتر نواب مقربی ـ ۲۹/۵/۹۳ نقد آرای پیشگامان برنامه فلسفه برای کودکان و طرح فلسفه و کودک در پارادایم ایرانی اسلامی

بسمه تعالی

 

برنامه فلسفه برای کودکان که هم اکنون بشیوه‌‌ای گسترده در ایران و جهان دنبال میشود و همچون پارادایم بدیل نظام آموزشی سنتی مطرح میگردد، گاهی بگونه‌یی خام و سطحی و بدور از بررسی تحلیلی و مداقه نظری و بی‌ملاحظة تفاوتهای ظریف فرهنگی و اجتماعی پذیرفته گشته و بکار میرود. در این جستار تلاش میشود اندیشه‌های بنیادی و زیربنایی پیشگامان برنامه فلسفه برای کودکان، سبک سنگین گردد و به محک آزمون و نقد تحلیلی زده شود. این کار طی سه نقد عمده انجام میپذیرد و در پایان نتیجه گرفته میشود، تأکید بیش از اندازه بر روی یک روش تفکر سرانجام به جزم‌اندیشی می‌انجامد و گونه‌یی انحصارگرایی روشی است. راهکار رهایی از این انحصارگرایی، پرورش همه جانبة انواع دیگر تفکر همچون تفکر اخلاقی، دینی، وحیانی، عرفانی و شهودی با اتکا و الهام از حکمت متعالیه در یک کل هماهنگ و یکپارچه میباشد.

برنامة فلسفه و کودک بنا دارد که عقل و خردورزی و استدلال را به کودکان و نوجوانان آموزش دهد، ولی همواره این پرسش را میبایست مطرح کرد که کدام عقل و کدام شیوه خردورزی را میخواهند به کودکان و نوجوانان آموزش دهند؟ عقلانیت تنها اشتراک لفظی دارد.

تفکر انتقادی که خود بر پایه «اصل خطاپذیری» استوار شده است، هیچ حد و مرزی نمیشناسد و حتی اصول و مبانی خود را نیز نقد و گاه رد میکند. این امر ناگزیر ما را به ورطه شکایت و تردید در همه چیز میکشاند که این امر به خودی خود به نسبی‌گرایی و سردرگمی معرفتی می‌انجامد. تفکر انتقادی به مبناگرایی باور ندارد. حال آنکه باید اذعان کرد «در بنیان هر باور مدلل، باور نامدلل واقع است».

مسئله اصلی بیرون کشیدن عناصر و مؤلفه‌های سودمند از این فرهنگ و آثار غنی و اطلاق آنها در جامعه امروز ایران است. استخراج منابع داستانی به سه شیوه میتواند انجام پذیرد.

1 . داستانها و حکایتهای ایرانی ـ اسلامی به همان شیوه‌یی که هستند و در آثار ادبی ما موجودند برای کودکان و نوجوانان بازگو گردند.

2. داستانها و حکایتهای فارسی بازنویسی شوند و به زبان ساده‌تری که برای کودکان مفهومتر است بازگو شوند و با نیازهای جدید آنان روزآمد گردند.

3. ساختار و محتوای آثار داستانی، ادبی و تفکربرانگیز باشد.

این سه روش هریک مزایا و معایب خاص خود را دارد، ولی هر سه آنها را میتوان همزمان بکار برد و از مزایای آنها بهره‌مند گردید.این داستانها ‌باید سه ویژگی داشته باشند:

 1) غنای فکری ـ فلسفی داشته باشند.

 2) تک بعدی نباشند (یعنی تنها متکی به گفتگوهای سقراطی روش استدلال فلسفی نباشند) بلکه دیگر انواع خردورزی و حکمت همچون روش شهودی، عرفانی، وحیانی، روایی ، قرآنی را نیز لحاظ کنند.

 3) غنای ادبی داشته باشند. غنای ادبی شامل ایهام، کنایه، طنز، استعاره، تشبیه و کندوکاو مبتنی بر خردورزی میباشد.

در برنامه فلسفه و کودک، دیدگاههای متفاوت میبایست به کودکان آموزش داده شود. هدف اصلی در این برنامه خوداصلاحی در نظر و عمل و همچنین احترام به استدلال، احترام به کندوکاو و تحقیق است.

داستانها باید براساس این اهداف بازسازی شوند. داستانهای ادب فارسی در این زمینه بسیار مفیدند ولی پاره‌یی از آنها جنبه القایی دارند و پاره‌یی دیگر همچون داستان «طوطی و بازرگان» که فهم آن برای بعضی دوره‌های سنی ثقیل است. داستانها را میبایست بمنظور افزایش قدرت تفکر و طرح سؤال و خودانتقادی البته در چارچوبهای معین و مشخص بازسازی و بازنویسی کرد.

برنامه فلسفه و کودک یکی از هدفهای عمده خود را آموزش تفکر به کودکان و نوجوانان برای رسیدن به گفتگو و تعامل، خوداصلاحی و خودانتقادی میشمارد. تفکر چیزی نیست جز پرسش و پاسخ و زبان امری است سراسر اجتماعی؛ همانگونه که جوامع گوناگون وجود دارند، زبانها نیز گوناگونند.

حال پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که کدام نوع تفکر در کدام زبان و در کدام جامعه و بعبارت بهتر در کدام سنت را باید برای آموزش به کودکان و نوجوانان بکاربرد؟ پاسخی که مدعیان  فلسفه برای کودکان به این پرسش میدهند آن است که در آموزش فلسفه به کودکان باید به تفکر انتقادی اتکا کرد. ولی واقع امر این است که تفکر انتقادی تنها یکی از راههای آموزش تفکر به کودکان در کنار انواع بیشمار روشهای تفکر در جهان است. وانگهی نفی حافظه همچون عنصری اساسی در آموزش و پرورش میتواند نتایج زیانباری بدنبال داشته باشد. ذهن تهی از داده‌ها و سنتهای گذشتگان، اندیشه‌های تهی بدست میدهد؛ بهره‌برداری از ذخایر فکری، فرهنگی، ادبی، عرفانی و فلسفی حکیمان گذشته نیز به همان اندازة خردورزی و تفکر انتقادی حائز اهمیت است.


نام
رایانامه
* متن نظر