تاریخ: 27 آبان 1393
چکیده مقالات فصلنامه شماره ۴ فلسفه و کودک

عنوان: فصلنامه آموزشی- پژوهشی - تحلیلی

تاریخ انتشار: زمستان ۱۳۹۲

تعداد صفحات: ۹۲

قیمت: ۵۰۰۰۰ ریال

   


جایگاه بحث در تولید معرفت در برنامه‌ درسی فلسفه برای کودکان

طوبی کرمانی؛ دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران

زهرا امی؛ دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

چکیده‌

مباحثه و مفاهمه برخلاف گفتگوی معمولی،   کنش و واکنشی زبانی ـ‌ معرفتی است که جامعه‌ انسانی را به کشف حقیقت نزدیکتر میسازد. بررسی جایگاه چنین گفتگوی روشمندی در تولید معرفت در «فلسفه برای کودکان» سؤال اصلی نوشتار پیش روست. فلسفه برای کودکان یک روش تأمل مباحثه‌یی است   که با بیست و پنج قرن نظامهای فکری و نظریات گوناگون‌‌ مرتبط بوده و درباره» ماهیت عالم و ویژگیهای یک زندگی پسندیده و پرورش خرد میباشند. از زمان سقراط، مباحثه یا بعبارتی گفتگو راهی خردجویانه جهت کشف حقایق دانسته شده است. در پژوهشهای اخیر چند تدبیر شناختی مربوط به آموزش یادگیری مشخص شده‌اند که مباحثه و یادگیری همیارانه، در زمره‌ تدابیری قرار میگیرند که به رشد فراشناختی کودکان و نوجوانان کمک میکنند. کودکان هنگامی که در یک کندوکاو مشترک از تجارب یکدیگر بهره میبرند، در ساحت معرفت خویش نتایجی را تولید میکنند که درک و ماندگاری آن بیش از زمانی است که نتیجه‌یی در یک مجموعه تدریس مستقیم انتقال پیدا میکند. مهمترین رهیافتِ با هم فکر کردن، دستیابی شرکت کنندگان به مهارتهای شناختی و فراشناختی است .

کلیدواژگان

بحث،مباحثه، کندوکاو، کندوکاو مشترک، فلسفه برای کودکان


***

نقش داستانهای قرآنی در رشد فکری کودکان

صالح حسن زاده

دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

چکیده

انسان، این شاهکار خلقت برای نیل به کمال مطلوب، احتیاج به یادگیری دارد. وجود انسان از همان اوان کودکی، کانون استعدادها و قوای عظیمی است که باید بموقع کشف گردیده و از قوه به فعلیت در آید. تا صفحه دل کودک از هر نقشی پاک است، باید به سراغش رفت و او را بصورت مطلوب تربیت کرد؛ این امر با سعادت جامعه و آینده آن گره خورده است .

کودکان از همان آغاز، پرسشهای مهمی درباره وجود خدا، مفهوم زندگی، مرگ، عدالت و آزادی در ذهن دارند. بهترین شیوه پاسخگویی به این پرسشها استفاده از قصص قرآنی است .

قصه و داستان از دیرباز در حیات آدمی بویژه کودکان و پرورش بعد تخیلی و تفکری آنان نقش بسزایی داشته‌اند. با بیان قصه و داستان میتوان کودکان را درباره امری وادار به گفتگو و پرسش از همدیگر نمود .

کودکان به داستان علاقه زیادی نشان میدهند و همین علاقه زمینه را برای اثر پذیری آنها آماده مینماید‌. داستان، قدرت تخیل کودک را تقویت میکند. پرورش قوه خیال نیز در رشد خلاقیت کودک مؤثر است. بوسیله داستان میتوان الگوهای رفتاری صحیح را بطور غیرمستقیم به کودکان آموخت. «از طریق ارائه الگو بسرعت و با~سانی میتوان مسائل مذهبی و تربیتی را وارد ذهن کودکان کرد و آنان را به عمل واداشت، زیرا حس تقلید در آنان قوی است. البته باید دقت کرد که الگو، نمونه اخلاق عالی باشد . » ‌ ‌

در انتخاب داستان باید توجه داشت که برای کودک بدآموزی نداشته باشد. مطالب نادرستی از قبیل اقبال، بخت، شانس و مطالب خرافی از قبیل نحس بودن برخی چیزها برای تفکر درست کودکان زیانبار است. داستانها باید ارزشهایی مانند عزت نفس، شهامت، شجاعت، اعتماد به نفس، حریت و بزرگواری و امثال آنها را در کودک ایجاد نموده و تقویت کنند. نباید در داستان، ضدارزشهایی چون زبونی، تسلیم‌طلبی و ناتوانی را به ذهن و روان کودک القا کرد. «در داستانهای کودکان باید اصل را بیان زیبایی نیکیها قرار‌دهیم، نه زشتی بدیها».

قصه و داستان در تربیت انسان سهم بسزایی دارد؛ البته در صورتی که داستان گزارشی از واقعیتها باشد. این داستانهای واقعی در تربیت اخلاقی شنوندگان، بویژه کودکان تأثیر زیادی دارد، زیرا انسان با شنیدن اخبار درست گزاره‌یی، حالت کنجکاوی خاص پیدا میکند تا به علل و اسباب وقوع حوادث تلخ و شیرین قهرمانان داستان پی ببرد و با تطبیق آن با روش و رفتار خود، پند گرفته و آموزش مییابد؛ این پندآموزی با بیان قصه‌ها و داستانهای واقعی که شواهد زنده هستند، عمیقتر، نافذتر و مؤثرتر است. اگر قصه از واقعیتهای عینی جدا گردد و تنها سرگرمی و گزارش حوادث تاریخی، بدون در نظر گرفتن جنبه‌های عبرت‌آموز باشد، بیشتر به افسانه و اساطیر میماند تا برنامه‌های تربیتی و اخلاقی. قصه‌های قرآنی بدلیل واقعی بودن، حاوی دقیقترین برنامه‌های تربیتی و اخلاقی میباشد.

کلیدواژگان

قصص قرآنی، حق، رشد فکری، کودکان

***

رابطه تفکر و تخیل موردپژوهی در قصه غربت غربی

‌نادیا مفتونی؛ ‌استادیار دانشگاه تهران

محمود نوری؛ کارشناس ارشد   هنر

چکیده

درک فلسفی و فهم معقولات برای عموم مردم، از دیدگاه فارابی ناممکن یا دشوار مینماید. همه مردم به این اعتبار، کودکانی ذهنی و فکری قلمداد میشوند و تخیل، تنها راهکار انتقال معارف عقلی به اذهان و افکار آنهاست. شیخ اشراق راهکار فارابی را تحقق بخشیده و در قالب داستان‌پردازی و تمثیل و نمادسازی، به تقریر معارف فلسفی پرداخته و تلاش میکند انسانها را از حالت طفولیت به مرتبه بلوغ عقلی ارتقا دهد. نمونه متون فلسفی سهروردی که میتواند هم از حیث محتوا و هم از جهت قالب، بعنوان مدل فلسفه برای کودکان استفاده شود، قصه غربت غربی است. شیخ اشراق در این قصه، مسائل معرفت شناختی، نفس‌شناختی و جز آن را به زبان تمثیل و در قالب داستان بیان کرده است. علاوه بر این، وی در ارتقای   زبان داستان‌پردازی تمثیلی، آیات قرآن کریم‌ ‌را بشیوه بینامتنی، در خلال سطور داستان، بصورتی یکپارچه در هم تنیده است .

کلیدواژگان

‌تفکر، تخیل، معقولات، فارابی، شیخ اشراق، قصه غربت غربی، داستان، تمثیل

***

نقد آرای پیشگامان برنامه فلسفه برای کودکان و طرح فلسفه و کودک ‌در پارادایم ایرانی اسلامی

نواب مقربی

دکترای کلا‌م دانشگاه علوم و تحقیقات

چکیده

برنامه فلسفه برای کودکان که هم اکنون بشیوه‌یی گسترده در ایران و جهان دنبال میشود و همچون پارادایم بدیل نظام آموزشی سنتی مطرح میگردد، گاهی بگونه‌یی خام و سطحی و بدور از بررسی تحلیلی و مداقه نظری و بی‌ملاحظة تفاوتهای ظریف فرهنگی و اجتماعی پذیرفته میگردد و بکار میرود.

در این مقاله تلاش میشود اندیشه‌های بنیادی و زیربنایی پیشگامان برنامه فلسفه برای کودکان سبک سنگین گردد و به محک آزمون و نقد تحلیلی زده شود. این کار طی سه نقد عمده انجام میپذیرد و در پایان نتیجه گرفته میشود، که تأکید بیش از اندازه بر روی یک روش تفکر سرانجام به جزم‌اندیشی می‌انجامد و گونه‌یی انحصارگرایی روشی است. راهکار رهایی از این انحصارگرایی، پرورش همه جانبه» انواع دیگر تفکر همچون تفکر اخلاقی، دینی، وحیانی، عرفانی و شهودی با اتکا و الهام از حکمت متعالیه در یک کل هماهنگ و یکپارچه میباشد .

کلیدواژگان

نظام آموزشی جدید، نظام آموزشی سنتی،   نقد تحلیلی، انحصارگرایی، حکمت متعالیه

***

قاری ننـه و چه کسی؟

نقش مناظره های ادبیات عامه کودکان در تفکر منطقی کودکان

میکائیل رسولزاده

کارشناس ارشد علوم اجتماعی

چکیده ‌ ‌

مناظره و گفتگو، سنتی است که از زمان آفرینش، یکی از راههای کسب معرفت بوده است. اما گفتگو و انسان اهل گفتگو مبانی لازم دارد. یکی از مهمترین مبانی آن این است که فرد، جزم‌گرا یا دگماتیست نباشد. بطورکلی مناظره در لغت بمعنی با هم نظر کردن، یعنی فکر کردن در حقیقت و ماهیت چیزی است. نوشتار حاضر درصدد است به یکی از منابع در دسترس برای درونی‌کردن آداب مناظره در کودکان یعنی مناظره‌های منقول در ادبیات عامه که معمولاً بصورت منظوم یا منثور بوده و در عین سادگی و ایجاز، اصول محکمی را آموزش میدهند بپردازد، از اینرو ضمن بحث در ریشه‌شناسی مناظره به پیشینه این مقوله در ادبیات عامه و کلاسیک به پردازش این فن در سایر علوم باختصار پرداخته و بطور اخص به مناظره‌های ادبیات عامه کودکان با ذکر دو شاهد موجود یعنی درخت آسوریک بعنوان نمونه باستانی و ننه پیرزن (قاری ننه) و عناصر طبیعت بعنوان نمونه معاصر در ادبیات عامه آذربایجان میپردازیم. در بازخوانی مناظره ننه پیرزن با عناصر طبیعت ابزار مناظره عبارتند از‌:‌ علم، حلم و مهارت و عمده‌ترین روشهای پسندیده‌ مناظره عبارتند از: 1) شناخت فکر و روحیه، 2) گفتار ناصحانه، 3) حق پذیری، 4) ادب در گفتار، 5) حدّ سخن و 6) عدم شتاب در گفتار .

 

کلیدواژگان

مناظره، تفکر منطقی، کودکان، ابزار، روشها، ادبیات عامه

***

بررسی نقش فلسفه کودکان در ارتقای عاطفی وکنترل هیجانات آنان

‌محمد هاشم رضایی، عضو هیئت علمی ،گروه علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه پیام نور اراک

‌محمد رضا سرمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور

اکرم چزانی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ وفلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه پیام نور اراک

چکیده

هدف کلی نوشتار حاضر بررسی نقش آموزش فلسفه به کودکان در ارتقای ‌عاطفی و کنترل هیجانات آنهاست. هدف مذکور را میتوان با توجه به ابعاد مسئله در قالب اهداف و سؤالات فرعی همچون شناخت خصوصیات رفتاری کودکان پیش دبستانی، خصوصیات ابعاد هوش فلسفی و نقش آنها در کنترل هیجانات   و بازخورد عوامل عاطفی و موفقیت کودکان در جنبه‌های مختلف زندگی تدوین نمود تا امکان بررسی هرچه بهتر فراهم آید .

نتایج پژوهش حاکی از آن است که در فلسفه کودکان، توجه گسترده‌یی به ابعاد مختلف ذهن فلسفی در کودکان شده است که توجه به پرورش هرکدام از این ابعاد توسط آموزش صحیح و مهیا کردن شرایط، منجر به پرورش هوش هیجانی شده و با توجه به اینکه هوش عاطفی و شناختی با یکدیگر ارتباط دارند، از اینرو توفیق بیشتری برای کودکان در زندگی را فراهم مینماید. ‌ ‌

کلیدواژگان

فلسفه، فلسفه کودکان، ارتقای عاطفی، کنترل هیجانات

***

نقش مربی در پرورش کودک فیلسوف

فرزانه تاجبخش

کارشناس ارشد جامعه‌شناسی

چکیده

از آنجا که طرح فلسفه و کودک چند سالی است که در نظام آموزشی کشور، جای خود را باز کرده است و هرکسی با بضاعت خود به آموزش در این زمینه میپردازد، مسئولیت سنگینی را بر دوش متولیان این امر میگذارد. بنابرین لزوم تربیت مربیانی آموزش دیده و متبحر، بسیار ضروری بنظر میرسد. از اینرو این پرسش به ذهن متبادر میگردد که آیا مربیان دروس معمول، بدون فراگرفتن آموزشهای لازم تدریس خاص فلسفه و کودک، میتوانند فلسفیدن را به کودکان بیاموزند؟ و تشکیل اجتماع پژوهشی را که با بارش فکری در کودکان می‌انجامد، مدیریت کنند؟ نظام آموزشی کشور بعنوان متولی امر، چه تدابیری در این خصوص اندیشیده است؟

در نوشتار حاضر سعی بر آن شده است تا خواننده با روش تدریس خاص فلسفه و کودک و نقش مربی در اجرای کارگاههای آموزشی برای دستیابی به رشد خلاقیت، تفکرورزی در کودکان و تدابیر لازم در این راستا، آشنا شود .

کلیدواژگان

فلسفه و کودک، روش تدریس خاص فلسفه و کودک، فلسفیدن، بارش فکری، تفکرورزی، اجتماع پژوهشی


نام
رایانامه
* متن نظر