تاریخ: 9 ارديبهشت 1392
چکیده مقالات فصلنامه شماره ۱ فلسفه و کودک
عنوان: فصلنامه آموزشی ـ‌ پژوهشی ـ تحلیلی «فلسفه و کودک»،
.
.
.
بهار ۱۳۹۲
.
ناشر: بنیاد حکمت اسلامی صدرا

 

.
قیمت: ۳۳۰۰۰ ریال
.

.

.

والدین؛ بزرگترین معلمان فلسفه و کودک

تأملی در نقش والدین در تربیت فلسفی کودکان

 

وحیده عامری

کارشناس ارشد فلسفه و حکمت اسلامی

چکیده

پروژه فلسفه و کودک با هدف اصلی پرورش تفکر خلا‌قانه و مسئولا‌نه در کودکان بر آن است تا مسیر جدیدی در تربیت فلسفی کودک گشوده و پنجره تازه‌یی را به روی آینده‌یی پربار باز کند .

اما بنظر میرسد در این طرح عظیم، نقش والدین بخصوص مادران بعنوان اولین و مهمترین نهاد تربیتی مغفول و مجهول مانده و شایسته است که متولیان امر، این مهم را مدنظر قرار داده   و در معرفی این برنامه به والدین و آشنا نمودن هرچه بیشتر آنها با این طرح و اهداف آن سعی بلیغ نمایند .

روشها و راهکارهای متعددی برای آشناسازی والدین در سطح وسیع میتوان ارائه داد که از جمله آنها: تهیه و تنظیم کتابهای کمک آموزشی و توزیع آن در سطح اجتماع؛ ساختن فیلمهایی با محتوای تربیتی و پخش آن از تلویزیون؛ طراحی مسابقات تلویزیونی؛ آموزش والدین با دایر کردن کلا‌سهای تربیت فلسفی در اماکن فرهنگی و ... میباشد .

کلیدواژه‌ها :

  فلسفه و کودک،   والدین، خلا‌قیّت، تربیت فلسفی

 

 

سهم آموزش در بارورسازی خلا‌قیت در کودکان

علیرضا امین

کارشناس ارشد جامعه‌شناسی و دبیر آموزش و پرورش

رضا ماحوزی

عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

 

چکیده

پرورش خلا‌قیت و رشد عقلا‌نیت، مسئله‌یی است که میتوان از زوایای متعددی به آن پرداخت. میتوان گفت قوام فرهنگی و علمی هر جامعه بر توانایی نیروهای فکری آن جامعه مبتنی است. از اینرو لا‌زم است متولیان امور، دقت و سرمایه‌گذاری لا‌زم جهت بارورسازی این تواناییها در سنین کودکی را در دستور کار خود قرار دهند. آنچه در این نوشتار مورد تأکید واقع شده است نه ذکر ضرورت این مهم، که خود بحثی مفصل است، بلکه فنون و روشهای نیل به آن است. به این منظور، پس از بیان قواعد و دقایق تدریس صحیح و نحوه تعامل سازنده معلم و دانش‌آموزان، روش تدریس ابن‌سینا، که بر رویکرد تفکر جانبی مبتنی است، بعنوان نمونه‌یی از فنون بارورسازی خلا‌قیت کودکان ذکر شده است .

کلیدواژه‌ها:

  خلا‌قیت، آموزش، روش تدریس، ابن‌سینا، تفکر جانبی


               ظرفیتها و موانع فلسفه اسلامی برای تربیت کودک

 

مرتضی بحرانی

استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی

چکیده

پرسش مقاله حاضر این است که فلسفه اسلا‌می، چه ظرفیتهایی را برای تربیت از کودکی پیشنهاد میدهد؟ اگر چنین ظرفیتهایی در تاریخ فلسفه اسلا‌می، آشکارا بکار گرفته نشده است، آیا میتوان از موانعی نام برد که کار تربیت را بر فلسفه مسلمانان دشوار کرده است؟ بنابرین نوشتار حاضر به دو سوی ایجابی و سلبی فلسفه اسلا‌می در قبال موضوع کودک و تربیت از کودکی میپردازد و استدلا‌ل میکند که موانعی چند، امکان پرداختن فلسفه اسلا‌می به موضوع کودک و تربیت از کودکی را دشوار ساخته است؛ یکی به تعریف فلسفه در سنت فکری مسلمانان مربوط میشود. بطور سنتی، تعریفی که فلا‌سفه از فلسفه داشته‌اند و تعریف غالب نیز بوده است، امکان مسئولیت اجتماعی و تربیتی از آن را سلب کرده است. دوم، به ماهیت انحصار عقل نزد فیلسوفان باز میگردد؛ در حالی که اندیشه اجتماعی و تربیتی متضمن نوعی برخورداری افراد مدنی از موهبت عقل است، در متون فلسفی اسلا‌می تعقل و بعبارتی فلسفه‌ورزی، طبقاتی دیده شده است. سوم، عدم پایبندی فیلسوفان اسلا‌می به ایده مدنی‌الطبع بودن انسان است که کار تربیت و امکان پرداختن به موضوع کودک را از آنان دریغ داشته است. با این حال، همین فلسفه از زوایایی چند، دارای ظرفیتهایی برای این مهم نیز هست که از آن جمله میتوان به آموزش استدلا‌ل و تفکر انتقادی از یکسو و زیست حکیمانه   از سوی دیگر اشاره کرد. این نوع اخیر همان فلسفه بمثابه تجربه است که حکیمانه زیستن را پیش‌ میکشد. در این راستا فیلسوف در میان جامعه و بویژه در بین کودکان میرود و یافته‌های فلسفی خود را بسان تجربه‌یی زیسته به آنان منتقل میکند .

کلیدواژه‌ها:

فلسفه اسلا‌می، کودک، تربیت از کودکی، موانع، ظرفیتها

 


«فلسفه برای کودک در حکمت متعالیه»

(نامی‌نو برای شیوه‌های کهن)

‌نواب مقربی‌

دکترای کلا‌م

 

چکیده

اتکا به شیوه‌های غربی در آموزش فلسفه یا روش فلسفی به کودکان هرچند در جای خود سودمند است ولی اطلا‌ق آن در فرهنگ و جامعه اسلا‌می ـ‌‌ ‌ ایرانی رسا و بسنده نیست و چه بسا پیامدهایی معکوس و نامأنوس ببار آورد. مسئله اصلی مقاله حاضر این است که آیا میتوان چیزی بنام «فلسفه و کودک» را در حکمت متعالیه جستجو کرد و یافت یا اینکه فلسفه برای کودکان یکی از روشهای نوین امروزی است که اطلا‌ق آن بر حکمت و فلسفه قدما و حکمای ما جایز نیست و هدف سودمندی را بر نمی‌آورد؟ شاید این مقاله نخستین جستاری باشد که تاکنون مسئله را از این چشم‌انداز مینگرد و میکوشد با اتکا به حکمت متعالیه به کندو کاو و جستجو در آن بپردازد. با اینهمه، مقاله حاضر، تنها درآمدی به مسئله فلسفه و کودک در سنت اسلا‌می ‌ـ ایرانی بشمار می‌رود .

بیگمان «فلسفه و کودک» بمعنای آموزش اندیشه‌های فیلسوفانه و متخصصانه به کودکان نیست. بعبارت دیگر، فلسفه و کودک گونه‌یی شیوةآموزش و پرورش است که به طریقه‌ها و شیوه‌های فلسفیی همچون گفتگوی سقراطی، شک‌ورزی، تفکر انتقادی و تجزیه و تحلیل منطقی تکیه میکند .

حکمت متعالیه, فلسفه‌یی است که بر سه پایه عقل، شهود (عرفان) و نقل (قرآن) استوار شده است. حقیقت امر این است که برای آموختن و آموزاندن حکمت متعالیه، «پرورش» بر «آموزش» تقدم دارد. حکمت متعالیه مبتنی بر گونه‌یی شیوه زیست دینی است. شیوه زیست غربی ـ‌ یونانی به هیچ روی برتر‌یی بر این شیوة زیست ندارد. بعبارت دیگر، شیوة زیست حکمت متعالیه مبتنی بر قواعد، قوانین، معیارها و محکهایی است که تنها در درون همان شیوة زندگانی قابل فهم و درکند و سازگاری درونی دارند و مقایسة آن با دیگر شیوه‌ها قیاس مع‌الفارق است. از اینرو شیوه‌های کار، قواعد و دستورالعملهای فلسفه و کودک را نه تنها میتوان از حکمت متعالیه ملا‌صدرا و اساساً از سنت فلسفی اسلا‌می ـ‌ ایرانی برآورد بلکه استخوانبندی و پیرنگ این دستورالعملها از پیش در سنت فلسفی ایرانی و بویژه فلسفة ملا‌صدرا و حکمت متعالیه، برجاست. این استخوانبندی تنها نیازمند پیکربندی، گسترش و پرورش است.

کلیدواژه‌ها:

  فلسفه و کودک، حکمت متعالیه، عقل، شهود،   نقل، تقدم پرورش بر آموزش

 


تأدیب کودکان بزهکار در سایه فلسفه و کودک

ریحانه ریخته‌گر

کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل

چکیده

نگرانی راجع به مجازات حبس که این روزها به شدت فراگیر شده، موضوع جدیدی نیست. سلب آزادی و نگهداری مجرمان به دور از جامعه، ظاهراً ساده‌ترین راهی‌ست که به فکر قانونگذار می‌رسد؛ اما این سؤال پیش می‌آید که آیا بهترین راه هم هست؟

جرم و مجازات مفاهیمی‌ست که پیشینه‌یی به بلندای زندگی انسان‌ها در روی زمین دارد و تناسب بین این دو، کلید اصلی رعایت عدالت در این راستاست. با این حال ارزیابی روش‌های مجازاتی تعیین شده و تناسب موجود بین آنها آخرین چیزی‌ست که ذهن قانونگذار را مشغول می‌کند .

جامعه اجتماعی کنونی آنقدر وسیع‌ شده که میزان اعمالی که به نوعی تمامیت و امنیت آن را به خطر می‌اندازند، به همان نسبت وسعت یافته است. در این میان، مجرم، فردی‌ست که از ارزش‌ها و هنجارهای جامعه جدا شده و علیه آنها برخاسته است. اگر بخواهیم واقع‌گرا باشیم، باید بپذیریم که خیل زیادی از مجرمان امروز، با شرایطی دست و پنجه نرم می‌کنند که یا مجبور به شکستن این هنجارها شده‌اند؛ مثل فقر شدید و یا در برخی موارد تصادفاً به این وادی کشیده شده‌اند. مجرمانی از این دست، حالت خطرناک یک مجرم ضد اجتماعی را ندارند بلکه صرفاً به دنبال راه فراری از موقعیت اسفبار خود هستند که به خاطر انحراف در اهداف، به مسیر جرم و جنایت کشیده شده‌اند. در عین حال، حبس به عنوان یک شیوه مجازاتی آثار سوئی دارد که از چشم هیچ‌کس پوشیده نیست .

از آنجا که کودکان بیصداترین قربانیان این روش هستند شاید زمان آن باشد که خلا‌قیت به خرج داده و راهی مناسب، بدون عواقب و مؤثر پیشنهاد دهیم. راهی که احتمال برگشت به مجازات را کمتر کند نه اینکه به آن دامن بزند!

تذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که مجازات به امثال حبس و دیه محدود نمی‌شود بلکه امروزه به عنوان ابزاری برای ارضای هدف اصلا‌حی آن، هرگونه روشی را در بر می‌گیرد که به مجرم کمک کند تا راه درست را در پیش گیرد. برای مثال، مواردی از آراء قضات موجود هستند که حکم به نوشتن جریمه یا نوشتن یک مقاله بجای گذراندن دوره حبس داده‌اند و این   روش،   ورود به یک دوره جدید مجازاتی را نوید می‌دهد .

نباید فراموش کرد که برای اصلا‌ح رفتار باید به اصلا‌ح فکر پرداخت. کودکان بدون شک آینده هر جامعه هستند و صرف وقت برای اصلا‌ح تفکر و به دنبال آن، رفتار آنها بدون نتیجه نخواهد ماند .

با این تعاریف، به کارگیری برنامه «فلسفه و کودک» برای به سلا‌مت گذراندن کودک از این وادی، شایسته به نظر می‌رسد. کودکان بزهکار بیشتر از هر کودک دیگری نیاز به این توجه مضاعف دارند، تاکاری که والدین انجام نداده‌ یا از پس آن بر نیامده‌اند را جبران کنند .

بنابرین یا باید مجازات کلا‌سیک را کنار گذاشت و کودکان بزهکار را تشویق به حضور در این کلا‌سها کرد یا راهی باقی نمی‌ماند جز اینکه به گنجاندن این کلا‌سها در کانون اصلا‌ح و تربیت بسنده کرده و امیدوار بود که از وخامت آن بکاهد .

کلیدواژه ها:

کودک،   حقوق، جرم،   اصلا‌ح،   قانون

 

 


کودک و داستانهای فکری در شاهنامه

معصومه ذبیحی

‌استادیار دانشکدة الهیات، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

از دیرباز انسان از طریق قصه‌گویی و داستانسرایی، تمایلات و تفکرات مخاطب را برانگیخته و بعنوان ابزاری مهم در امر تعلیم و تربیت مؤثر بوده است. داستان وسیله‌یی برای تهییج تفکر، ایجاد پرسش و خلاقیت در انسان بوده و از این طریق به مفاهیم عمیقتری پی‌‌برده است. در شاهنامه داستانها بسادگی، مخاطب را مجذوب خویش نموده و او را به فکر فرو میبرد تا پاسخ پرسشهای خویش را دریابد .

کودکی سرآغاز پاسخگویی به سؤالات و دریافت تربیتی صحیح و اصولی برای همه زندگی است. شاهنامه در سه نظر از جهت توجه به موضوع کودک قابل بحث است:

1 بیان ویژگیهای دوران کودکی شخصیتهای داستانی آن که هر یک به تنهایی میتواند مدرسه تعلیم و تربیت باشد؛ کودکی زال، رستم، سهراب و ... هر کدام میتواند بیانگر خصوصیات خلاق و سابقه هوش و استعداد فرزندان ایران زمین باشد .

2. تأثیر و اهمیت کودکی در فصول بعدی زندگی. در مقاطع مختلف زندگی انسان، چگونگی گذراندن دوران کودکی، بسیار مهم بوده است. در شاهنامه، ویژگیهایی برای کودکی قهرمانان بیان میشود که آثار آن در جوانی، میانسالی و پیری فرد، خود را نمایان میسازد .

3. فرایندی از مجموعه داستانهای شاهنامه در قالب ساده‌نگاری برای رسوخ در ادبیات کودک و آشناسازی او با اندیشیدن و پاسخگویی و ایجاد خلاقیت و پرورش ذهن در زندگی .

داستانها باید با فرهنگ بومی، ملی و مذهبی کودک هماهنگی داشته باشد. این نکته در قصه‌های شاهنامه بوسیله بازنویسی میتواند صور ت‌پذیرد و نگارنده با سادگی و روانی داستانها، کودک را به تفکر و گفتگو و کندوکاو فکری وادارد و حلاوت حکمت را به جان او بچشاند .

از همینجاست که اندیشیدن در جامعه آغاز میشود و در سنین بالاتر، نیازی نیست که گروهی همیشه برای گروهی دیگر بیندیشند و تفکر کنند و تصمیم بگیرند و از همه بالاتر دستورالعمل قرآن است که برای تدبر بصورت اصولی در انسانها از کودکی تا پیری، راه خود را پیدا کرده است .

در این مقاله، ضمن بررسی نکات مذکور و ارائه مصداقهایی از شاهنامه، راهکارهایی برای ترویج شاهنامه‌خوانی در دنیای امروز مطرح خواهد شد .

کلیدواژه‌ها:

کودک،   خلاقیت، تفکر،   ادبیات،   حکمت، شاهنامه  

 


نام
رایانامه
* متن نظر