تاریخ: 17 خرداد 1391
کارگاه آموزشی فلسفه و کودک

کارگاه آموزشی فلسفه و کودک

کارگاه آموزشی به معنای یک دوره آموزشی کوتاه مدت در مورد موضوعی خاص است. کارگاه آموزشی فلسفه و کودک (work shop pac) آموزشی است که معمولاً فشرده و با حضور گروه معدودی از کودکان تشکیل می‌شود که متمرکز بر آموزش ـ تکنیک ـ و مهارت در زمینه روش برنامه فلسفه و کودک (مباحثه گروهی) میباشد. یکی از ویژگیهای کارگاه آموزشی این است که در آن مفاهیم نظری با فعالیتهای عملی همراه ‌شود.

عناصر تشکیل دهنده کارگاه آموزشی (حلقه کندوکاو) عبارت است از: 1ـ کودکان در یک گروه سنی مشخص که می‌تواند از 5 تا 10 نفر متغیر باشد.

2ـ مربی، با عنوان تسهیلگر که در این اجتماع پژوهشی نقش هدایتگر بحث را داراست.

3ـ ناظر، در کنار مربی به عنوان شخصی ثالث فعالیتهای تسهیلگر و کودکان را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

* * *

نخستین بار کارگاه آموزشی فلسفه و کودک در ایران همزمان با همایش بزرگداشت حکیم ملاصدرا در اول خرداد ماه 1383 برگزار گردید که مورد استقبال بسیاری از صاحبنظران در این رشته قرار گرفت. هدف از تشکیل کارگاه‌های آموزشی فلسفه و کودک، بازبینی نظام تعلیم و تربیت سنتی می‌باشد که با کمک اجزای تشکیل دهنده این کارگاه، آموزشی مبتنی بر معلم محوری و حافظه محوری را به تأمل محوری و دانش‌آموز محوری جایگزین می‌سازد.

توجه به اهداف برنامه فلسفه و کودک و ایجاد ارتباط بین محتوا و موضوع، موجب می‌شود که کودکان در این کارگاه‌ها، بطور فعال تعیین کننده روند بحث بوده و مهارتهای لازم را در زمان کوتاهی آموزش ببینند.

باید بدانیم که کارگاه آموزشی موفق نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است. برگزاری کارگاه آموزشی فلسفه و کودک بصورت اثربخش نیازمند هماهنگی بین اجزای تشکیل دهنده حلقه کندوکاو بوده و در مرحله اجرا، آنچه از پیش تصمیم‌گیری و طراحی شده را بصورت طرح درس و جدول زمان‌بندی کارگاه به اجرا در می‌آورد.

در گام بعدی لازم است بدانیم که یک کارگاه آموزشی چه فوایدی را بدنبال دارد؟

از فایده‌های کارگاه آموزشی فلسفه و کودک می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ـ ایجاد فضای بحث و گفتگو (مباحثه گروهی در اجتماع پژوهشی)

ـ توجه دادن به رعایت آداب بحث

ـ مشارکت جمعی

ـ ارتقاء درک متقابل

ـ یافتن معانی کلمات و جملات

ـ اتحاد فکری

ـ‌ ایجاد تفکر عمیق

ـ پرهیز از تعصب

ـ تفکرورزی (تفکر انتقادی، تفکر خلاق، تفکر مراقبتی)

ـ به چالش کشیدن بحث گروهی بصورت فرایند

ـ بالا رفتن قدرت استدلال با توجه به معیارهای صحیح

ـ بالا رفتن آستانه تحمل

ـ قدرت استنتاج

ـ تشخیص مغالطات

ـ قضاوت صحیح

ـ انعطاف‌پذیری

ـ پرهیز از پراکنده‌گویی

ـ آزادی بیان

ـ ارزیابی دلایل

ـ تقویت مهارت خواندن، گوش دادن، صحبت کردن (شفاف و روان)

ـ احترام به نظرات دیگران

علاوه بر مهارت‌آموزی در موارد ذکر شده، مهم‌ترین تأثیری که از برگزاری یک کارگاه آموزشی بدست می‌آید تغییر در نگرش مخاطبانش است. انتخاب مربی کارآزموده و متعهد در ایجاد این تغییر و نگرش، نقش به سزایی را داراست و از عناصر بسیار ضروری و فعال تشکیل دهنده حلقه کندوکاو بشمار می‌آید. چرا که وی با ارتباط صحیح و مؤثر با کودک هدایت کلاس را در جهت پیاده‌سازی اهداف فلسفه و کودک برعهده می‌گیرد.

بنابرین، معلّم علاوه بر شخصیت پرورش یافته و برجسته، باید شناخت لازم را از روشهای تدریس، آموزش و محیط‌آموزشی داشته و از نیروی پشتیبانی، امکانات موجود مدرسه کسب اطلاع کند و بیش از هرچیز باید با روحیات کودکان آشنا بوده و نحوة جذب آنها را بداند. در واقع معلّم اولین رکن هدایت بحث در کلاس بوده و با مهارتی که کسب کرده، زمینه بحث را بطور جذاب و پویا برای کودکان فراهم میسازد، در حقیقت وظیفه او، تقویت تفکرورزی دانش‌آموز است.

گرچه بارها به رفتار مربی و ویژگیهای او در کلاسهای دیگر اشاره شده، اما کار فلسفه و کودک بعلت ظرافت و تخصصی بودن آن، از اهمیت مضاعفی برخوردار است چرا که باید به ریزه‌کاریها و نحوه برخورد با دانش‌آموزان و شیوة متفاوت و نوین آموزش فلسفه و کودک آگاهی داشته و اصول و ظرایف اجرا و عملی کردن این برنامه را کسب نماید، در غیراینصورت از اهداف کلاس فلسفه و کودک فاصله می‌گیرد.

* * *

معلمان در کارگاه آموزشی با کودکانی مواجهند که دارای استعدادهای نهفته درونی هستند که باید به فعلیت برسند. برای این منظور مربی فلسفه و کودک بطور خاص، بستری را برای عمق بخشیدن به افکار کودکان، مفهوم‌سازی و مسئله‌سازی فراهم میسازد تا بدین طریق قوای ذهنی کودک تقویت گردد. در این راستا او دو مسئولیت مهم را برعهده دارد:

الف) بیان قوانین کلاس و نظارت بر اجرای آن (آداب بحث)

ب) خاطر نشان کردن و بیان مضمون و محتوای موضوع

برای دستیابی به اهداف فوق، تسهیلگر فلسفه و کودک باید ویژگیهای زیر را دارا باشد:

1. تسهیلگر آنچه را که می‌خواهد تعلیم دهد، اول خود دارا بوده و بدان عمل نماید.

2. رفتار و فعالیت وی جذاب و دلنشین و باعث شگفتی و حیرت کودک شود.

3. با کمال صمیمیت و خلوص نیت به کودکان عشق ورزد و از رفتار آنها آزرده نشود.

4. خویشنتدار و صبور در حل مسائل کودکان باشد.

5. کودکان را به بحث کردن با یکدیگر و طرح سؤالات متعدد تشویق نماید و حامی آراء جدید و اظهارنظر از سوی آنها باشد.

6. کلاس او معلم مدار نبوده بلکه بحث و مباحثه گروهی در بین دانش‌آموزان بگونه‌یی مطرح شود که معلّم بعنوان داور در بین آنان عمل کند نه اینکه متکلم وحده باشد.

7. بتواند بحث را با سؤالات تفکربرانگیز به چالش کشیده و هدایت کند.

8. پندهنده، موعظه‌گر و اهل سخنرانی نباشد.

9. اعتماد بچه‌ها را به خود جلب کند تا راحتتر نظراتشان را در میان بگذارند.

10. فکری باز، روشن و بدون تعصب داشته باشد.

11. افکار و عقاید خود را مخفی نگاه دارد تا دانش‌آموزان در بیان افکار خود، عقاید معلّم را لحاظ نکرده ونسبت به عقاید دیگران نیز موضع آزاد داشته باشند. همچنین به سؤالات دانش‌آموزان پاسخ قطعی ندهد و بطوری بحث را هدایت کند که دانش‌آموزان خود به پاسخ دست یابند.

12. سؤال بپرسد، دلیل بخواهد و دانش‌آموزان را به پرسشگری تشویق کند. حتی اگر قصد بیان مطلبی را دارد، آن را بصورت سؤال مطرح کند و به دانش‌آموزان فرصت کافی برای فکر کردن بدهد.

13. به خصوصیات فردی و رفتاری در دانش‌آموزان (برون‌گرا یا درون‌گرا) دقت   داشته و از لحاظ خصوصیت روانی و شخصیتی، دانش‌آموزان را بشناسد.

14. بر موضوع و مفاهیم بحث در کلاس تسلّط داشته باشد.

15. توجه کند که هیچ دانش‌آموزی در کلاس به اجبار شرکت نکرده باشد، زیرا باعث برهم زدن نظم کلاس و دلزدگی دانش‌آموزان دیگر شده و فضای فکری کلاس را برهم میزند.

16. از کلمات روان و واضح در سطح درک هوشی کودک   (گروه سنی موردنظر) استفاده کند.

17. با توجه به تفاوتهای فردی کودکان، بحث را منطبق با شناختی که از آنان دارد هدایت کند تا به درک فرایند یادگیری کمک نماید.

18. برای مفاهیمی که در طول ترم یا در صورت لزوم در ترمهای بعدی مطرح خواهد کرد، برنامه‌ریزی مناسب داشته باشد.

19. هنگامی معلم میتواند اندیشه‌ورزی را در کودک شکوفا کند که بعنوان هدایت کننده در کلاس بشمار آید نه عرضه کننده دروس.

20. مفاهیم مورد بحث در کلاس را بشکل مباحثه گروهی مطرح نماید زیرا بدین شیوه میتواند در پایان ترم براحتی میزان پیشرفت دانش‌آموزان را ارزیابی نموده و به روند پیشرفت خویش نیز بموازات آن دست یابد.

وقتی تسهیلگر خود را هدایتگر بحث دانست، بالطبع خواهد کوشید: چگونگی روش مباحثه را شناخته، عوامل مؤثر در کم و کیف بحث را کشف نماید و رابطه‌یی منطقی بین مفاهیم مورد بحث برقرار سازد؛ شرایط مطلوب مباحثه بین دانش‌آموزان را فراهم آورد و به ارتباط فعالیتهای آموزشی در مدرسه با جوانب زندگی واقعی کودکان توجه کند و فعالیتهای آموزشی خود را با سایر معلمان و راهنمایان آموزشی هماهنگ سازد. برای اجرا، طرح درس و راهنمای تدریس داشته و با طرح موضوعات خاص، موضوع کلاس را به چالش کشاند تا با ایجاد انگیزه بیشتر، دانش‌آموزان را به مطالعه، تحقیق و فکر و تعمق وادار نماید.

تسهیلگر فلسفه و کودک برای پیشبرد اهداف طرح، کلاس را بگونه‌یی چیدمان کند که کودکان با ضرایب هوشی متفاوت در کلاس حضور داشته باشند؛ چرا که همسانی هوش، روند پیشبرد و پویایی کلاس را کند خواهد کرد.

تسهیلگر فلسفه و کودک بطور مستقیم به همه مفاهیم موجود در برنامه درسی، آگاهی و تسلط داشته (مطالعه روش و راهنمای تدریس) و ارتباط منطقی میان موضوعات برقرار سازد. چرا که اطلاع از وضعیت آمادگی دانش‌آموزان سبب میگردد که هر یک از موضوعات را چه زمان و چگونه عرضه شود و در صورت لزوم با فراست و خلاقیت آن را تغییر داده یا زمان بیشتری را برای مفهومی خاص اختصاص دهد. در این فرایند ممکن است گاهی ادامه یک بحث از حوصله کلاس خارج بوده یا برعکس؛ به ادامه موضوعی ابراز علاقه نشان داده شود؛ در چنین شرایطی مربی از سرعت عمل بالا برخوردار بوده و در هر لحظه آماده است تا موضوع موردنظر را مورد بررسی قرارداده، تغییر دهد یا دربارة پیش‌فرضها مباحثه کند.

بطورکلی مفاهیم برنامه درسی فلسفه و کودک در قالب شعر، داستان، بازی، فیلم و ... بیان میشود که با ایجاد ابهام در ذهن، تولید معمّا و واکنش کودکان شکل میگیرد. در این فرایند، بکار بردن داستان در تدریس فلسفه و کودک، از ابزارهای مهم بشمار می‌آید. فراهم آوردن مجموعه‌یی از مطالب ذکر شده، سؤالاتی در ذهن کودکان ایجاد میکند که با هدایت تسهیلگر میتواند به مباحثه کلاسی تبدیل شود.

* * *

برای آشنایی بیشتر به کتاب طرح بحث مدیریت کلاس فلسفه و کودک تألیف مژگان پروینیان، فرزانه تاج‌بخش، لعیا رحیم‌زاده، لیا طالقانی انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا مراجعه فرمائید.



نام
رایانامه
* متن نظر