تاریخ: 30 مهر 1390
نقش آموزه­های منطقی در تفکر نقدی
خرده­گیری و عیب­جویی شخص یا یک اثر, به ویژه اگر با تأکید بر خطاها و معایب همراه باشد معمولاً نقد نامیده می­شود, اما نقد به معنای دقیق کلمه به بررسی امتیازات و نیز عیوب و نقایص یک چیز و ارزیابی آن اطلاق می­شود. با آنکه نقد آثار علمی غالباً از سوی مراجع رسمی صورت نمی­پذیرد, اگر صحیح و سالم باشد, در تعیین ارزش و سرنوشت بسیاری از آثار, عالی­ترین مرجع است...

خلاصه مقاله: نقش آموزه­های منطقی در تفکر نقدی

 

مؤلف: فاطمه صادق زاده قمصری

پایه تحصیلات: دکترای فلسفه و کلام اسلامی. دانشگاه تهران. سال 1380.

مرتبه دانشگاهی: عضو هیأت علمی

 

 

طرح مسئله:

خرده­گیری و عیب­جویی شخص یا یک اثر, به ویژه اگر با تأکید بر خطاها و معایب همراه باشد معمولاً نقد نامیده می­شود, اما نقد به معنای دقیق کلمه به بررسی امتیازات و نیز عیوب و نقایص یک چیز و ارزیابی آن اطلاق می­شود. با آنکه نقد آثار علمی غالباً از سوی مراجع رسمی صورت نمی­پذیرد, اگر صحیح و سالم باشد, در تعیین ارزش و سرنوشت بسیاری از آثار, عالی­ترین مرجع است.

موضوع نقد و انتقاد اندیشه­ها, ریشه در ادبیات دینی به ویژه قرآن کریم دارد. آیاتی چون «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» (سوره زمر, آیه 17) به ارزیابی سخنان و شنیده­ها دعوت می­کند.

برای عمومی شدن فرهنگ نقد و نقد پذیری می­بایست تلاش­هایی صورت گیرد. این نوشتار سعی دارد اهمیت آموزه­های منطق را در نقد اندیشه­ها مورد بررسی قرار دهد.

 

بایستگی های اخلاقی نقد:

نقد و بررسی آثار و اندیشه­ها بویژه اگر همراه داوری در زمینة شخصیت و عقاید قلبی مؤلف آن باشد مبتنی بر شرایطی خاص است برخی از منابع, این شرایط را چنین برشمرده اند:

ـ استناد اصل آن اثر و محتوای آن به مؤلف, یقینی باشد.

ـ مقصود مؤلف بیان واقع و اعلام صدق آن باشد, نه صرف جمع آوری اقوال بدون تضمین صدق آنها.

ـ آن اثر, آخرین اثر و آن رأی, نظر نهایی مؤلف باشد.

برخی از اهل نظر بر لحن سالم نقد که طبعاً محصول سلامت نفس و نیت صادق ناقد است تأکید ورزیده اند.

گزنده نوشتن و دشنام­های ادبی و غیر ادبی به هیچ وجه روا نیست. البته نقد یک اثر شاید با وجود همة تمهیدات ناقد برای صاحب اثر, بویژه اگر نازک طبع و از خود راضی باشد تلخ به نظر آید. در این موارد نظر خوانندگان بی­طرف مبنا قرار می­گیرد. (خرمشاهی, 1363, ص 12).

 

فنون نقد منطقی اندیشه­ها:

انسان در مسیر اندیشیدن گاه دچار خطا می­شود, دانشمندان هم برای پیشگیری از خطای اندیشه و هم برای درمان آن, دانش منطق را تدوین کرده­اند. البته صرف آشنایی با قواعد منطقی نمی­تواند ذهن را در برابر خطا ایمن نماید. از این رو منطق دانان بر لزوم رعایت آموزه های منطقی تأکید ورزیده­اند.

برای ورود در میدان نقد افکار, آشنایی کامل با آموزه­های منطقی و کسب مهارت لازم در به کارگیری آنها در مراحل مختلف تفکر منطقی به همراه تعهد عملی به آداب اخلاقی نقد, ضروری است.

منطق را به درستی به دانش درست اندیشیدن تعریف کرده­اند. می­توان مباحث منطق را در دو گروه کلی «تعریف و استدلال» جای داد. در هر دو مبحث, قواعد منطقی و طریق درست اندیشیدن قابل طرح هستند. از اینرو می­توان منطق را شیوه و اصول سنجیده­ی تعریف و استدلال دانست. اندیشه انتقادی بی اعتباری برخی از استدلال­ها و بعضی از تعاریف را معلوم می سازد.

از منظر تفکر انتقادی, استدلال باید پایه­های محکمی داشته باشد یعنی از مقدماتی درست حرکت کند و آنها را بنا بر ضوابط منطقی با یکدیگر ترکیب سازد و به نتیجه­ای خاص برسد, به همین ترتیب در مقام تعریف مفاهیم نیز, مراعات ضوابطی خاص ضروری است.

نقد یک اندیشه می­تواند در هر دو حوزه­ی تعریف و استدلال مطرح شود. تنها با توجه به بایستگی­ها و الزامات منطقی می­توان فرآیند نقد را در مسیر صحیح خود هدایت نمود.

 

فنون نقد تعریف:

برخی از اندیشه­های انسان در حوزه­ی تصورات یا مفاهیم, صورت می­پذیرد. در چنین مواردی ما با انجام عملیاتی بر روی مفاهیم ذهنی خود سعی می کنیم برخی مجهولات خود در این حوزه را برطرف نماییم. در میان این فعالیت­ها تعریف, بیش از سایرین مورد توجه منطق­دانان قرار داشته است, ابن­سینا نهج دوم از اشارات و تنبیهات را به مباحث پیرامون تعریف اختصاص داده است. (ابن سینا, 1403 هـ . ج 1, ص 79 ـ 1112).

ابن­سینا در اینجا تصریح می­کند که امتحانات برای آن است که ذهن هنگام تعریف مفاهیم به محمولات, دچار خطا نشود. برخی از آزمونهایی که وی برای ارزیابی درستی تعریف پیشنهاد می­دهد عبارتند از:

امتحان محمول, امتحان مفاهیم عام,امتحان ذاتی مقوم, امتحان عرضی, امتحان جنس, امتحان فصل, امتحان خاصه,امتحان تعریف شرح الاسمی, امتحان تعریف حدی.

فنون نقد استدلال:

گرچه منطق دانان با تفکیک مباحث مربوط به تعریف و حجت به نحوی به باب تعریف ارزش و اعتبار بخشیده­اند اما آنها همیشه با تفصیل بیشتری به مباحث استدلال پرداخته­اند اهمیت این مباحث تا آنجاست که حتی برخی از منابع, علم منطق را, علم استدلال نامیده­اند و استدلال درست را بزرگترین ثمره­ی تفکر بشر دانسته­اند. از این منظر منطق­دان می­کوشد اصول و ضوابط استدلال­های درست را شناسایی و کشف نماید. (نبوی, 1384, ص 1). با این حساب کار اصلی منطق دان اعتبار سنجی استدلال است.

در میان مجموعه اندیشه­های انسان در حوزه تصدیقات, برخی از آن­ها مبتنی بر دلایل و شواهدی هستند. صاحب یک اندیشه گاه تنها به بیان رأی خود برای دیگران اقدام می­کند و از دلایل مؤید آن ـ اگر اساساً دلیل در کار باشد ـ سخن به میان نمی­آورد. در مقابل گاهی نیز تلاش می­کند با اشاره به دلیل خود, فرد مقابل را متقاعد نماید. در چنین شرایطی مخاطب فرصت می­یابد که آن دلایل را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد و در صورت کفایت آن­ها, آن اندیشه را بپذیرد. به این ترتیب یک اندیشمند با انتشار و عرضه­ی مستدل عقاید و آثار تحقیقی خود عملاً باب نقد و انتقاد را گشوده است و اخلاقاً وظیفه دارد به نقدهای منصفانه دیگران توجه نموده و برای آن ها پاسخی درخور فراهم نماید.

 

چیستی استدلال:

اعتبار یک استدلال, بستگی به آن دارد که پیش­فرضها و مقدمات درست و دلایل نیز معتبر باشند. البته آن نتیجه, خود لوازم و نتایجی به دنبال دارد. به این ترتیب منتقد, هر استدلال را می­تواند در سه حوزه­ی متفاوت مورد نقادی قرار دهد:

 

 

یک ـ نقد مبانی

ساختمان هر نظریه بر مجموعه ای از مفاهیم, گزاره­ها و مفروضاتی بنا شده است و اعتبار این نظریه نیز در گرو درستی آنها می باشد. در نقد یک اندیشه ابتدا لازم است روشنی مفاهیم بنیادی آن اندیشه و صحت تمامی مبانی و پیش فرضهای آن اندیشه به نوبه­ی خود ارزیابی شوند. کتابهای منطق, در بحث «مغالطات ناشی از پیش فرض» به برخی از مغالطاتی که در این حوزه رخ می­دهد اشاره کرده­اند.

 

دو ـ نقد دلایل

از میان استدلال­هایی که در بیانات و نوشته­های علمی برای توجیه یک سخن و متقاعد ساختن طرف مقابل به کار می­رود تنها برخی از آنها استدلال درست به شمار می­آیند. برای تعیین درجة اعتبار هر استدلال نقادی آن لازم است.

فعالیتهای زیر در رابطه با استدلال به ترتیب زیر صورت می­پذیرد:

1ـ تشخیص و رفع ابهام های واژگانی و معنایی

2ـ بازسازی استدلال از طریق شناسایی دقیق نتیجه و مقدمات و تنظیم و شماره­گذاری آنها با کمک نشانگرهای متعارف و غیر متعارف.

3ـ بازسازی مقدمات به صورت قضایای مصور منطقی.

4ـ تشخیص نوع استدلال, استدلال مباشر, استدلال قیاسی, استدلال استثنائی, استدلال اقترانی, استدلال استقرائی, استدلال تمثیلی

5ـ ارزیابی و نقادی استدلال

 

  شناسایی مغالطات:

منطق دانان برای انتاج هر استدلالی, شرایط خاصی در نظر گرفته­اند که هنگام ارزیابی و نقد یک استدلال, می بایست در مورد احراز آن­ها اطمینان یافت, زیرا ممکن است به هر دلیلی, استدلال از مسیر صحیح خود منحرف و به استدلالی نامعتبر تبدیل شود. هر استدلالی متضمن این ادعا است که نتیجه به ضرورت (در مورد استدلال قیاسی) یا به احتمال (در استدلال استقرائی) از مقدمات استنتاج می­شود. با این وجود گاهی با وجود صدق مقدمه­ها، نتیجه درست نیست. چنین استدلالی را «مغالطه» گویند. آثار منطقی, مغالطه را به دو گروه مغالطات صوری و غیر صوری تقسیم کرده­اند.

مغالطات صوری هنگامی رخ می دهد که مقدمه های یک استدلال دارای ترکیب و تألیف درستی نباشند و قواعد صوری منطق در استدلال مراعات نشده باشد. اما مغالطات غیر صوری عمدتاً ماهیت زبان شناختی دارد و از کژتابی ها و کاربردهای نادرست زبان ناشی می شوند.

 

سه­ـ نقد لوازم

هر نظریه به نوبه­ی خود می­تواند مستلزم اندیشه­های دیگری باشد. از اینرو برای بررسی کامل یک اندیشه, علاوه بر ارزیابی اعتبار ادله اثباتی آن باید به طور مستقل به نقد و بررسی لوازم مختلف آن پرداخت. اگر نظریه­ی الف منطقاً مستلزم نظریه­ی ب باشد و ب نیز باطل باشد (مثلاً به جهت اشتمال بر تناقض) می­توان با توسل به قاعده­ی رفع تالی, بطلان الف را استنتاج نمود.


نام
رایانامه
* متن نظر